مؤلف مجهول
210
تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )
تا عفو كند . سلطان مسعود بر حسب فرموده قيام نمود و زيادت از آنچه گرفته بود بازگردانيد و خليفه او را عفو كرد . و در غرّهء ذيقعدهء سنهء تسع و عشرين و خمسمائة هفده كس از باطنيان باتّفاق سلطان مسعود ، امير المؤمنين مسترشد « 1 » را با اتباع و خدم شهيد كردند ، و سلطان مسعود سوار شد و جزع ميكرد و آن هفده كس را بگرفت و بكشت . و چون از قصاص فارغ شد بعزا نشست ، سرها برهنه كردند و خاصّ و عامّ زارى بسيار كردند ، و جنازهء او را قضات و ائمه بر سر گرفتند ، و در مراغه ، [ در ] مدرسهايكه به اتابك مراغه بازخوانند دفن كردند . مدت خلافت او هفده سال و نيم بود و عمرش چهل و سه سال . و آخر وزير او خواجه انوشروان خالد ، كه مقامات ، حريرى بنام او ساخته است ، بود . [ 30 ] - خلافت راشد « 2 » كنيت او ابو جعفر منصور بن المسترشد « 3 » ، و [ مسترشد ] پيش از كشته شدن بيكسال ولايتعهد به راشد داد . در سنهء تسع و عشرين و خمسمائة با او بيعت كردند . [ 144 پ ] بناى كارها بر اشاعت خيرات و مبرّات نهاد . و عزم كرد كه با سلطان مسعود جنگ كند و لشكر گرد كرد و اين آوازه بسلطان رسيد . از مراغه متوجّه بغداد شد . و چون نزديك بغداد رسيد ، [ راشد ] مصلحت نديد با او جنگ كردن . از بغداد بيرون آمد و متوجّه موصل شد . سلطان در بغداد بدار السلطنة نزول كرد ، و عدل و احسان با رعيّت اساس نهاد . و سلطان ابو عبد اللّه محمد بن المستظهر را خلافت داد . و راشد به اصفهان رفت و آنجا بر دست باطنيان كشته شد در سنهء اثنين و ثلاثين و خمسمائة .
--> ( 1 ) - ص : مستظهر . ( 2 ) - ص : مسترشد . ( 3 ) - ص : منصور بن المستظهر الملقب بالمسترشد .